السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
25
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
الفصل الأوّلفي أنّ مفهوم الوحدةوالكثرة بديهيٌّ غنيٌّ عن التعريف تقسيم موجودبه واحد و كثير و تعريف آن دو متن ينقسم الموجود إلى الواحد والكثير ، فكلُّ موجودٍ . . . بالمجتمَع وهو الكثير بعينه . ترجمه موجود تقسيم مىشود به واحد و كثير . پس هر موجودى يا واحد است يا كثير . حق آن است كه وحدت و كثرت از مفاهيم عامهاى است كه تصور آن بديهى است و همچون وجوب و امكان از تعريف بىنياز است . بنابراين ، تعاريفى كه براى اين دو آوردهاند يا دور است و يا تعريف شىء به خود . مانند آن كه واحد را تعريف كردهاند به چيزى كه قبول تقسيم نمىكند از آن جهت كه به آن واحد اطلاق مىشود . ملاحظه مىشود كه در اين تعريف ، انقسامى كه عبارت است از كثرت در تعريف واحد آورده شده است . علاوه بر آن واحد به خودش تعريف گرديدهاست . همچنين كثير تعريف شده است به چيزى كه مجتمع از واحدها باشد . ملاحظه مىشود كه در اين تعريف وحدت در تعريف كثير وارد شده است در حالى كه كثرت در تعريف واحد هم ، آمدهبود . و اين همان دور است .